من از آن روز که در بند توئم، آزادم

نذار بهت عادت کنم، جدایی سخت گل من

یه رو تو از اینجا میری، میشکنه تنها دل من

نذار بهت عادت کنم، دچار یعنی موندگار

تو که نمیمونی پیشم، داغتو رو دلم نذار

نذار بهت عادت کنم، تا که جدایی سخت نشه

نهال عشقو بسوزون، تا یه روزی درخت نشه

ما که بهم نمیرسیم، حتی توی خواب و خیال

قسمت ما یکی نشد حتی توی فنجون فال

نمیشه این پله هارو، دو تا یکی کرد و رسید

دیوار سنگه بینمون، نیمشه دیوارو ندید

نذار بهت عادت کنم...

ناراحت

نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/۱٩ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ توسط ارغوان نظرات () |


Design By : Night Skin